تبليغاتX
به هیچ عنوان - ویر!

به هیچ عنوان

پلکهایت مست و ابروهات hot !
می‌شوم در جذبه‌ی چشمات مات

قلبت اما با بتن همسنگ، سنگ
در دهانت آن زبان آونگ، ونگ!

می‌کنی از بنده با فریاد یاد
می‌شود بحران این فرهاد حاد

می‌کشی با صوت ناهنجار جار
می‌دهی بر گردنم هشدار: دار!

ظاهرا از تو شده تخدیر دیر
می‌دهی با دسته‌ی کفگیر گیر

گوییا در دست یک قابیل بیل
می‌کنی در پاچه‌ام تحمیل میل(!)

می‌کشی بر چهره چون خرچنگ چنگ
می‌کند در پیش تو فرهنگ هنگ!

می‌زنی هرجا که می‌بینیش نیش
می‌کنی مانند ماران فیش فیش!

با سلاح داد داد و جیغ جیغ
می‌کنی در زندگی تزریق ریق!

بین ما از بس عزا تمدید دید
شد به کل از شهرمان تبعید عید...
***
گرچه دارد شرح این تصویر ویر(!)
هستم از تفصیل ِ این تفسیر سیر!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 10:14  توسط مهدی استاداحمد  |