تعطیل کنید سال تحصیلی را
این دیـــکته و حساب تحمیلی را
من رای به آن نامزدی خواهم داد
تمدید کند سهماهتعطیلی را!
تعطیل کنید سال تحصیلی را
این دیـــکته و حساب تحمیلی را
من رای به آن نامزدی خواهم داد
تمدید کند سهماهتعطیلی را!
سی روز حلیم و آش و حلوا خوردیم
نزدیکِ چهل جعبهی خرما خوردیم!
طی شد رمضانِ دیگری چون هرسال
یا خفته به رختخوابها یا خوردیم!
***
ما چشم به راهِ یک نگاه از یاریم
تا اینکه لبی به بوسهای بسپاریم
از بی سحری روزه گرفتن بدتر
عمریاست که ما منتظر افطاریم...
***
یک جای خوبِ دربند، یک تختِ انحصاری
قلیان و چای و خرما، آواز ِ افتخاری
یک پرس بختیاری، ماءالشعیر بهنوش
من شام خوردم آن شب: بهنوش و بختیاری!

گفته بودی مدال میگیریم
در المپیک حال میگیریم!
در شنا می رویم زیرآبی
صد مدال از کرال میگیریم
کمکی از خلیج فارس و خزر
کوسه و بچهوال میگیریم!
وعده کردی کمک برای پرش
قرض از مرغ بال میگیریم
و برای دوندههای عزیز
پیـــــستون و پدال میگیریم
گرچه گردید قافیه تکرار
باز گفتی مدال میگیریم!
وقتی اول شویم در دنیا
جشن ِ شام ِ وصال می گیریم
پشت هم در صدا و سیما جشن
میکنیم اتصال! میگیریم
هرکسی مرد از خوشی غم نیست
ختم را در بلال میگیریم!
شرط کردی اگر چنین نشود
نفری صد ریال می گیریم
گفته بودی حقوق در هرماه
بیشتر از دوسال میگیریم
وعده کردی که میشود پاره
جیب از بس که مال میگیریم
گردد آزاد پوشش مردم
انس با اعتدال میگیریم
وعده دادی برایتان همسر
از مسیر حلال میگیریم(!)
گفته بودی نمیدهیم شعار
روزهی قیل و قال میگیریم
باز هم وعدههای پیدرپی
میدهی... بیخیال! میگیریم!
در المپیک اگر مدال نشد
مینشینیم و فال میگیریم
مشکلی نیست، دیگر عادت ماست
هرچه باشد محال میگیریم...!
(این مطلب نیز! در آخرین شمارهی چلچراغ نیز! قابل دسترسی است)